چند روز بود یاد گرفته بودی به جای مامان به من میگفتی تنرجس مخصوصا وقتی می خواهی صدام کنی میگی : نرجس
الانم چند روزه یاد گرفتی به بابا میگی سعید جون هر وقتم میخواهی صداش کنی میگی : دعید جون(سعید جون )
اینقدرم قشنگ میگی که نگو
قبلا میگفتم اسم مامان چیه میگفتی مامان اما حالا می گی : نرجس
اسم بابا هم قبلا میگفتم چیه میگفتی بابا حالا میگی : دعید جون (سعید جون )
موضوع : شیرین زبونی هات
سلام عزیزم نمیدونم چرا یه وقتهایی بد جوری اعصابم ضعیف میشه یه کار کوچولو که میکنی دعوات میکنم
امروز یکبار خونه ی مامان جون اینا کفشهام رو گرفتی دستت و آوردی توی اتاق منم هرچی گفتم نیار گوش نکردی منم اومدم ازت گرفتم کلی گریه کردی
به خدا به خاطر خودته که کثیفن و مریض میشی
الانم سر ناهار دست زدی به جارو منم ازت گرفتم و دعوات کردم هر وقت غذات رو تموم کردی به جارو دست بزن تو هم اولش نگام کردی بعد بغض کردی و بعدم اومدی تو بغلم گریه کردی که بابایی گولت زد یادت رفت الان خیلی اعصابم خورده هی میگم دعوات نکنم یه وقت عصبانی میشم نمیشه ببخشید میدونم اینقدر مهربونی که الان یادت رفته گل مامانی
موضوع : مادرانه ها

بابایی مهربون تولدت مبارک
انشالله تولد 120 سالگی ات 

این گلهای خوشکلم از طرف ما تقدیم به بهترین همسر و بهترین بابای دنیا ![]()

موضوع : تبریکات
سلام عسل خانم
قربونت بشم که هر روز شیرین تر میشی ماشالله
امروز ظهر یاد گرفتی میگی بیشینم هی که میخواهی بشینی میگی بیشینم بعدم نگاه من و بابا میکنی که قربون صدقت بریم الهی قربون صدای نازکت بشم عزیزم
گلم میدونی چقدر تمیز و مرتبی هر چی میخوری پوستش رو فوری میندازی توی سطل هرچی هم ظرف داشته باشه ظرفش رو میندازی توی ظرف شویی
راستی از فیلم هیلولا ها علیه بیگانگان یاد گرفتی میگی سلام یعنی می گی ننام ( البته به صورت کشدار )
موضوع : خاطرات روزانه
![]()
سلام عسلم فکر کنم 99 % مطالب وبلاگت رو وقتی خوابی نوشتم و خدا رو شکر که تایپ میکنم اگر میخواستم بنویسم میدونی چقدر بد خط میشد چون همش با عجله و هول هولکی میشد قربونت بشم اینقدر این روزها شیرین و شیطونی که نگو
این هفته کارتون هاچ زنبور عسل رو گذاشته بعد از ظهر ها که بابا از سر کار میاد میگی هاچ که یادمون باشه ببینیم امروزم چون من میگم هاچ زنبور عسل میگفتی عسل
هفته ای گذشت هر روز از ساعت 2 نشده می اومدی میگفتی ددر بابا یعنی بریم تو کوچه منتظر بابا باشیم تا از سر کار بیاد
راستی یه کار با مزه دیگه که میکنی اینه که وقتی در دی وی دی رو میخواهی باز کنی دکمه اش رو میزنی و میگی منم فکر میکنی مثل در کوچه است
همیشه هم میآیی میشینی روی زانوی من چه وقت غذا چه برای فیلم دیدن و چه برای لوس شدن
در هر حال خیلی شیرین و دوست داشتنی هستی حتی وقتی جیغ بنفش میکشی !
![]()
![]()
موضوع : خاطرات روزانه
سلام گلم وقتی بیداری کلی شیرین زبونی میکنی و من لی حرف برای نوشتن دارم وقتی میخوابی من همه شیرین زبونی ها و شیرین کاریهات یادم میره نمیدونم چرا ؟
چند تا چیز یادم اومد :
توی حیوانات هاپو ( دوست ندارم اسم سگ رو بهت یاد بدم )
خرگوش
ببعی
مرغ ( حتی گوشت مرغ رو هم یاد گرفتی و از گوشت قرمز تشخیص میدی )
سوسک و جیک جیک ( یه وقتایی به سوسک و مگس میگی جیک جیک یه وقتهایی میگی سوسک )
جیک جیک (پرنده ها )
اسب
رو میشناسی
توی پازلت سنجاب ,مار, شیر , زرافه ,پلنگ , طوطی , میمون رو هم میشناسی
بابایی برات پازل سه بعدی گرفته خیلی دوستش داری میایی خرابش میکنی یا به قول خودت دووس (درستش ) میکنی بعد مثل اولین بار که بابا درست کرد (بابایی روی شکمش خوابیده بود ) میایی دمر میخوابی میگی بابا دووس یعنی بابا من درست کردم (فکر میکنی خراب کردنشم یه جور درست کردنه ) حالا تو بیا درست کن
به سوپم میگی بوپ
دیشب شیر کاکائو درست کرده بودم اومدی میگی آبگوشت ؟ فکر میکنی هرچیز مایعی آبگوشته !!!
از شنبه دیگه میبرمت توی دستشویی میشورمت دمپایی میپوشی وای می ایستی تا من بشورمت امروز جیشت رو توی دست شویی کردی و خوشحال میگی مامان جیش !
امیدوارم زودی جیشت رو بگی و راحت بشی از این پوشک
چند روزم هست توی روز سعی میکنم بهت شیر ندم فقط وقت خواب یعنی یک بار حدود سه چهار بعد از ظهر شیر میخوری یک بارم حدود 11 تا 12 شب اگر بشه این دو وعده رو هم حذف کنم خیلی خوبه
نمیدونم توی این گرما که شیرم کم میخوری چرا اینقدر آب کم میخوری توی روز ده بار برات آب میارم نمی خوری منم چند روزه برات شربت آبلیمو درست میکنم که هم تشنه نمونی هم دیگه آب پرتغال بسته بندی نخریم برات که ضرر داره
هله هوله هم فقط میخری ولی نمیخوری گلم ای کاش این ددر برای خرید هله هوله هم از سرت بیافته
خیلی دوست دارم عسلم تا خوابی پاشم یکم کارامو کنم خونه خیلی نامرتب شده و داره منو صدا میکنه تا مرتبش کنم میبوسمت عزیزم
موضوع : خاطرات روزانه
این روزها تا حواسمون بهت نباشه با همچین صحنه هایی مواجه میشیم چند روزه این جوری از صندلی کامپیوتر میری بالا
دیروزم میخواستم ببرمت بیرون گذاشتمت توی راه پله پیش کالسکت وقتی اومدم دیدم تا سینه خودتو کشیدی بالا سر و سینت تو کالسکه است پاهات توی هوا با اینکه به سختی افتاده بودی ولی دست از تلاش بر نمیداشتی قربونت برم این کارها تنهایی خیلی خطرناکند






موضوع : شیرین کاریهات و فضولی های شیرینت



سلام دختر نازنینم قربونت برم که هر روز شیرینتر از روز قبل میشی عزیزم
کم کم خودت به صورت خود جوش کلمات رو کنار هم قرار میدی و دو کلمه ای حرف میزنی
مثلا دیشب من پای کامپیوتر بودم دویدی اومدی میگی : پاشو پاشو منم گفتم بذار از برنامه بیام بیرون بعد ایندفعه میگی : پاشو زود پاشو زود پاشو
به خوراکی هم نمیدونم از کجا یاد گرفتی میگی ب ب یعنی به به
من وقتی خیلی احساسی میشم سفت بغلت میکنم بهت میگم ننه ننه تو هم جدیدا احساساتی که میشی بابا یا من یا هرکی رو بغل میکنی میگی ننه ننه
یاد گرفتی منو نرجس صدا میکنی و بعد خجالت میکشی و میخندی
به خاله مرضیه هم اینقدر شیرین میگی مرضون
وقتی میگم یا مرتضی ....؟ تو میگی علی
خلاصه که خیلی شیرین شدی عسل خانموم مامانی
موضوع : شیرین زبونی هات
سلام عسل طلایی شیطون حرف گوش نکن بامزه ی نازنازی خوردنی
یعنی یه وقتهایی یه کارهایی میکنی به قول بابایی یه روز میخورمت مثلا میخواهی یه کاری بکنی میایی دستت رو میگیری کنار صورتت انگشت شصت و اشاره ات رو دایره میکنی میگی ادازه ؟ (اجازه ) ما هم میگیم نه در عین خونسردی میری و اون کاره میکنی !!!
قربون دختر با ادبم هرچی بهت بدیم میگی مموم (ممنون )
بعد غذا یا اگر سیر بشی میگی شکر ( منظرت خدا رو شکره )
روزی صد بار میایی میگی آب بازی میشینی رو کابینت با شیر آب شیرین بازی میکنی
حدود دو ماهی میشه پازل چوبی ات رو دیگه بلدی درست کنی
صدای ببعی و گنجشک رو بلدی در بیاری
لحظه لحظه ی فیلم هایی که میبینی رو حفظ میکنی
به همه ی آقاها میگی عمو
پنج شنبه گذشته بابایی ما رو برد رنگین کمون ما بهت نگفتیم همین که رفتیم توی پارکینگش همین جور که ماشین راه میرفت در ماشین رو میخواستی باز کنی بری پایین کلی هم خوش گذروندی و بازی کردی
قربون ناز کردنت




موضوع : ددر




