شیطونی های نازنین زهرا
چه روز خوب و شادی بود نه ابری بود نه بادی بود صلات ظهر وقت اذون خدای خوب و مهربون هدیه ای داد به من و بابات اون تو بودی حبه نبات
تاريخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : مرتبه

 

 

 

 

وان یکاد

 

2

 

با یه کلیک بریم تو وبلاگ خواهرم یاسمین جون ببینیم چه خبره

وبلاگ یاسمین

 



موضوع :
تاريخ : جمعه 10 بهمن 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 4 مرتبه

دختر گلم عاشق مولودی و عروسی و تولده

این دو ماه رو حسابــــــــــــــــــــــــــــــی رفتیم مولودی و همینطور تولد نادیا جون دوست کلاس زبانت و کلی خوش گذروندی

خانم خانمای من وقتی فهمیده جشن عقد معصومه جون دختر عموی بابایی نزدیکه اومد از توی کمد میز چرخم یه پارچه سفید توری برداشته و برده داده به مامان جونش گفته براش پیرهن عروس بدوزه و تاجم سفارش داده بودی که مامان جون مهربونش براش تاج خریده و حالا در حال دوخت لباس عروس برا شما دوتا فسقلیاس

اینم عکسهای مولودی رفتن دخترم این مولودی رو خانم همکار بابایی که دوست خودمه دعوتمون کرد که خواهرشون تو بهزیستی کار میکردن برای شاد کردن بیماران اونجا گرفته بودن حال و هوای عجیبی بود این مولودی و بعدش شما و الهه جون و مجتبی دوستای گلتون رفتید با وسایل بازی اونجا بازی کردید

 

نازی گلی

 

نازی گلی



موضوع : خاطرات روزانه
تاريخ : جمعه 10 بهمن 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 4 مرتبه

سلام به گل دخترم

دختر گل من این روزها مشغول بزرگ شدن و خانم شدنه ترم 5 زبانشم طبق ترم های گذشته با نمره کامل قبول شد  و کلی توی نقاشی کشیدن پیشرفت کرده خانم گلم  طوری که دیروز که داشتم خونه رو مرتب میکردم طبق معمول اومدم که کاغذهاتونو دور بریزم که دیدم چقدرررررر خوشگل کشیدی و نگهش داشتم خیلی خوشحال شدم  چون اصلا به نقاشی علاقه نداشتی و دیشبم برای اولین بار منظره کشیدی توی پست بعدی عکس نقاشی هاتو میزارم برات

دیروزم یه دونه پازل رو بدون اینکه ورق مقوایی زیرش رو بزاری خودت رو فرش درست کردی قربونت برم که انقدر دقتت بالاس

توی کارهای خونه هم علاقه زیادی داری کمک کنی ظرف میشوری موقع غذا درست کردن کمک میکنی جارو میکشی قربون دستای کوچیکت برم من

 

 

دیروز دخترم هوس لازانیا کرده بود خودشم توی همه کارهاش کمکم کرد

 

نازی گلی

 

 

کم کم کمک تبدیل به شیطونی شد و فسقلیا با وعده نوشابه خریدن از آشپزخونه رفتن

 

نازی گلی

 

اینم به قول خودش دست خط خودشه یا همون دسپخت

 

نازی گلی

 

 

 



موضوع : خاطرات روزانه
تاريخ : پنجشنبه 25 دی 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 12 مرتبه

1

 

سلام گلنازم چند وقتی بود که علاقه زیادی به دکتر بازی پیدا کرده بودی و با وسایل دکتری قدیمیت بازی میکردی و غر میزدی چرا بچه بودی و مواظب نبودی خراب شدن بابایی هم یه روز عصر برای شما و خواهرجونت دوتا اسباب بازی گرفت و کلی خوشحالت کرد و روزی چندبار معاینه میکنی همه رو و دارو مینویسی

 

1

 

نازگل

 

1

 

نازگل

 

1

 

روزی که رفته بودیم سنگ بازی کنید بار کامیونت یکم شل شد بعد همش میگفتی اگر ابزار بچگونه داشتم درستش میکردم اینم ابزار بچه گونه که کامیونت رو تعمیر کنی

 

1

 

نازگل

 

1

 

نازگل

 

1

البته اینا رو به بابایی برای یاس گرفته بود مثلا که سر دکتری ها دعواتون نشه دکتری هاتم کیف داشت و منم با ظرف باسلوق برا اینا کیف درست کردم یاسی غصه نخوره جوجه ام

 

1



موضوع : خاطرات روزانه
تاريخ : چهارشنبه 17 دی 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 14 مرتبه

چند روز پیش آناهیتا دوست کلاس زبانت یه کیف بافتنی با خودش آورده بود شما هم خوشت اومد و گفتی برات ببافم اینم کیفهایی که برای شما و آبجی بافتم

 

          کیف



موضوع : خاطرات روزانه
تاريخ : چهارشنبه 17 دی 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 10 مرتبه

 

به " تـــــــــــــو " کـــــه میرســـــم ...!

 

مکـــث میکنـــــم ...!

 

انگـــــار در " زیباییــ ــت " چیـــــزی را ,

 

جـــــا گذاشتـــــه ام !

 

مثلــــــــــا"...

 

در صـــ ــدایت ... آرامـــــ ـــش

 

در چشـ ــــم هایـــــت ... زندگـــــ ـــی

 

 

 

نازی



موضوع : مادرانه ها
تاريخ : چهارشنبه 17 دی 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 13 مرتبه

 

هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی

 

هر انسان لبخندی از خداست و تو زیبا ترین لبخند خدایی

 

 



موضوع : مادرانه ها
تاريخ : چهارشنبه 17 دی 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 9 مرتبه

1

 

سلام دختر گلم قربونت برم این روزها بیشتر دوست داری با عروسک های باربی و

 

خونه باربی هات و چندتا نی نی خواب آلوهات بازی کنی کمتر به اسباب بازیهای

 

دیگه علاقه نشون میدی

 

چند روز پیش کامیونت رو با چنتا ماشینهای دیگه آوردی و در مورد اینکه با هر

 

ماشین چکار میکنن پرسیدی بعد که برات گفتم هر ماشینی کارش چیه بهت قول

 

دادم یه روز کامیونت رو ببریم بیرون باش خاک بازی کنی چند روز منتظر بودی تا

 

جمعه بابایی بردمون بیرون و ماشینت رو آرودیم و رفتیم پارک و سنگ بازی کردی

 

تابستون زیاد این بوستان میرفتیم فکر کردم توش خاکم هست اما فقط سنگ بود

 

بابایی قول داده فردا ببرتت بوستان علوی تا اونجا خاک بازی کنی اینم عکسای

 

شما و کامیون وسنگ بازی

 

ک

 

اولش هیچکدوم بلند نبودید سنگ رو توی بیلچه تون بریزد با شن کش هم

نمیتونستید ولی انقدر تلاش کردی تا بتونی و خوشحال بودی از موفقیتت قربونت

برم که دلت انقدر کوچیک و مهربونه برای هر چی ذوق میکنی

 

 

نازنین زهرا

 

 

نازنین زهرا

 

 

نازنین زهرا

 

 

نازنین زهرا

 

 



موضوع : ددر
تاريخ : پنجشنبه 4 دی 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 23 مرتبه

روز اربعین رفتیم جمکران و بعد بابایی بردمون پارک توی قم یه شهرکیه تقریبا بیرون از شهر چون خیلی خلوته ما همیشه میریم پارک اونجا

 

نازنینم

 

نازنینم

 

رنگین کمان

 

نازنینم

 

نازنینم

اینجام همون پارک پردیسان و دختری ک حس عکس نداره !

نازنینم

 

نازنینم

 

نازنینم



موضوع : گالری عکسهات
تاريخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 36 مرتبه

تو تکراری ترین حضور روزگار منی

و من عجیب به آغوش تو

از آن سوی فاصله ها

خو گرفته ام

 

عاشقتم



موضوع : مادرانه ها
تاريخ : دوشنبه 17 آذر 1393 | نویسنده : مامان نازنین زهرا و یاسمین
بازدید : 25 مرتبه

سلام گل مامان بالاخره وقت کردم چنتا عکس برات بزارم عشقم


 

عکس های نازی

 

عکس بالایی برای اردیبهشته  که میخاستم زبان ثبت نامت کنم و پایینی برای آذر

ماشالله چقدر بزرگ شدی تو این چند ماه گل مامان

 

عکس های نازی

 

عاشقتـــــــــــــــــــمحبتــــــــــــــــــــــــم

عکس های نازی

 

یه روز خوب که رفتیم پارک و کلی خوراکی خوردی

و بعد کلاس زبان

 

عکس های نازی

 

عکس های نازی

 

عکس های نازی

عکس های نازی

عاشق مداد بازی هستی

مدادهارو رنگهای صورتی و بنفش و قرمز و نارنجیش رو جدا کردی میگی من فقط دخترونه هاشو دوس دارم

فدای تو و دخترونه هات

عکس های نازی

عکس های نازی

 

عکس های نازی

 

عکس های نازی

 

 

عکس های نازی

تولد حضرت معصومه و روز دختر

رفتیم حرم و بعد براتون بستنی و پیراشکی خریدم و هدیه روزتون که اگر درست یادم باشه چنتا گل سر و تل و اسباب بازی مرد عنکبوتی بود

عکس های نازی

 

 

عکس های نازی

 

عروسی دختر عموی بابایی

 

عکس های نازی

 

عکس های نازی

 

دخترم در حال کمک کردن برای آش روضه مامان جونش

 

عکس های نازی

 

سه تا فسقلی بعد روضه دارن دعا میکنن

 

عکس های نازی

 

این روز میخاستم ببرمتنو سینما جشنواره کودک و نوجوان بود شهر موشها رو ببینید قبلش زنگ زدم آقای مسئولش اشتباه ساعت سانسا رو گفت و وسطش رسیدیم شما هم طاقت نکردید تا سانس بعدی و ما هم گفتیم بریم پارک رفتیم پارک نزدیک سینما که درش رو بسته بودن ساعت 6 ماهم رفتیم کتاب کلاستو سیمی کردیم و دوتا کتاب داستان خریدید و بعد اومدیم حرم

عکس های نازی

 

قبل اومدن لباس مناسب نمیپوشیدی اول پاییز بود و میگفتی گرمم میشه برگشتنی توی چادرم قایم شده بودی از سرما

 

عکس های نازی

 

عکس های نازی محبت



موضوع : گالری عکسهات
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 65 صفحه بعد
درباره وبلاگ

نازنین زهرا اولین گل زندگی مامان نرجس و بابا سعید توی روز گرم ماه رمضون تو تاریخ سه شنبه 9/ 6/ 1389 ساعت 13:5 دقیقه موقع اذان ظهر به مامانی و بابایی افتخار داد و به دنیا اومد و زندگی ما رو شادتر کرد دختر عزیز ما همیشه سالم و خوشبخت باشی .

موضوعات
آخرین مطالب
لینک دوستان
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
صفحات جداگانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 14 نفر
بازديدهاي ديروز : 183 نفر
بازدید هفته قبل : 14 نفر
كل بازديدها : 341600 نفر
امکانات جانبی

دریآفت کد بآلآبر حجاب برآی وبلآگ

خطاطي نستعليق آنلاين KoodakMedia.com

کد ِکج شدَنِ تَصآویر