وروجک تر از همیشه و صد البته وروجک بابایی ...
سلام دخترم کم کم خواب داره چشمان زیبایم را میربایاند (چه از خود متشکرم مامانی !!!) تا نخوابیدم برات بنویسم جیدرم این روزها حسابی ورجک شدی یه وروجک بابایی فکر کنم اگر بخوام بزنمتم (الته بشکن دستم اگر روزی بخوام بهت بزنم ) اول میگی بابا هرچی هرچی که برات بیارم میگی بابا تشنته برات آب میارم میگی بابا بابا گفتنت هم جیغ بنفشه چون با تحکم میگی بابا دوم اینکه شدی طوطی کارهای همه رو تقلید میکنی امروز بابایی داشت سرفه میکرد رفت دست و صورتش رو بشوره اینقدر ادای بابا رو در آوردی تا حالت تهوع گرفتی و حالت بد شد و صبحونه نخوردی مامانی تو که اینقدر خند نبود...





