Banana
سلام قنده عسلم خانم خوشگلم الهی برات بمیرم مامانی هنوز کامل سرما خوردگیت خوب نشده دوباره عود کرده قراره فردا صبح ببرمت دکتر عزیزم یه سرفه هایی میکنی که الهی مادرت بمیره تبم داری دیشب تا صبح هم هذیون میگفتی و گریه میکردی الهی مامان زود زود خوب بشی نفسم خیلی میخوامت عزیزم خوب حالا خبرهای خوب خوب اول اینکه یاد گرفتی حرف ها رو تکرار کنی مثلا آقاجون با نوت بوکش عکس اسب برات گذاشته بود پشت سر هم میگفتی اسپ اسپ بنده خدا هی برات عکس میذاشت(این هفته ددی شب کار بود بالا یی ها هم نبودند ما رفتیم خونه آقاجون اینا ) دیگه کار هرشبت بود که برات اسپ بذاره ببینی کارتونم که برات میذاشت با تحکم میگفتی دادا ماه یعنی ...



