نازی خانوم
سلام عسلم جیگر مامانی یه وقتهایی باورم نمیشه داری بزرگ میشی و مهمتر عقل و هوشته دختر گلم البته هزار ماشالله میدونی تصمیم گرفتم دیگه اصلا بهت سخت گیری نکنم مخالفتم نکنم البته تا یه جاهایی آخه میدونی چرا : باور نمیکنی چون باید صبر کنی تا بزرگ بشی و مامان بشی بعد متوجه میشی من چی میگم وقتی چیزی میخواهی مستقیم توی چشمام نگاه میکنی و میگی اجازه ؟ اگر اجازه دادم از ته دل میخندی و چشمات برق میزنه (مامان جون وقتی من بچه بودم بهم میگفت چشمات برق میزنه ) و واقعا خوشحال میشی و میگی ممنون اما وقتی مخالفت میکنم واقعا از ته دل ناراحتی و تمام ناراحتی ات توی چشمات میاد وای که الانم یادم میاد دلم برات میسوزه توی چشمات اول یه علامت سواله که چ...





