سفرنامه مشهد 3 (آنچه گذشت به روایت تصویر )
نازنین زهرا در کوهسنگی روز چهارم سفر مون ددی ما رو برد کوهسنگی خاطرات بچگی ام برام زنده شد ولی چقدر کوهسنگی تمیز بود و خنک و خوب واقعا عالی بود سایه خیلی سرد بود آفتاب خیلی گرم نازنین زهرا هم اونجا آبنما پیدا کرده بود و حسابی هم آبه دید و سر حال اومد و بعد چند روز چند قاشق غذا خورد اونم دیزی سنگی بابایی دست گلت درد نکنه مرسی نازترین در انتظار به به بفرمایید ناهار و بعد ناهار اومدیم خونه نازخاتون توی ماشین لالا کرد بعد که رسیدیم هتل بیدار شد و تا شب بیدار بود و بعد از ظهر رفتیم کمی خرید و سوغاتی خریدیم و نازی هم برا خودش دوباره اسباب بازی خرید و شا...






