نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 5 روز سن داره

شیطونی های نازنین زهرا

حاج قیلو پنج قیچی !

             سلام جگرم میدونی دیشب قبل خواب یاد یه بازی بچگی هام افتادم و کلی دلم برا بچگیم تنگ شد میدونی ما حالت سجده میخوابیدیم مامان جون و خاله ها میزدند روی کمرمون مدلی که روی تنبک میزنن و میخوندند : رفتم به باغ پسته دیدم حاج قیلو پنج نشسته گفتم  حاج قیلو پنج قیچی این سوزن یا قیچی ؟ بعد یا یک انگشتشون رو می گذاشتن که میشد سوزن یا دو تا که میشد قیچی اگر درست میگفتیم نازی مون میکردند اگرم اشتباه قلقلکمون میکردند چه خوب بود یادش بخیر شبا تا آقاجون بیاد برای این که ما نخوابیم مامان جون گاهی تا یک ساعت برای من و خاله فاطمه و خاله زهرا نوبتی بازی میکرد و یادش بخیر خاله زهرا جر زنی میکرد و چون ...
2 شهريور 1390

آب بازی !

  سلام دوباره نازگلی دیروز لباس شسته بودم اونم چه لباس شستنی دفعه اول طبق معمول گذاشتم تا شما لالا بشی بعد لباس ها رو بردم تو حیاط پهن کردم هر لباسی رو که پهن میکردم میدیدم اصلا تمیز نشده یه عالمه لباس که انگار نه انگار شسته شدند  به لباسشویی یه عالمه چیز گفتم خلاصه یکدفعه یادم اومد یادم رفته تو لباس شویی پودر بریزم برا همین لباسها تمیز نشدند خلاصه تصمیم داشتم با دست لباس ها رو بشورم گفتم لباس شویی دیگه تمیز نمیشورم تا یادم اومد تاید نریختم دوباره لباسها رو گذاشتم تو لباسشویی و دیگه شما هم بیدار شدی بعد لباسشویی که خاموش شد رفتم لبیاسها رو پهن کنم که شما اومدی دم پله و هی صدام میکردی منم اومدم دمپایی هات رو پات کردم تو حی...
1 شهريور 1390