نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

شیطونی های نازنین زهرا

وای

الان داشتم برات مینوشتم حس کردم یه صدایی از اتاق میاد آخه دیشب دوباره سعی کردم توی اتاقت بخوابی و از وقتی اومدم تو هال 5 دقیقه یکبار بهتون سر زدم الان اومدم دیدم از تخت افتادی پایین نشستنی خوابیدی انقدر ناز بود یهو دیدم پتو رو انداختی رو یاسی اونم پیچیده دور سرش کلی ترسیدم نشد عکس بگیرم چه ناز خوابیده بودی  ولی خیلی ترسیدم خدا رو شکر چیزی تون نشد ماشالله به هردوتون خیلی دوستون دارم
26 خرداد 1392

نازنین زهرا به روایت دوربین

  نازنین زهرا و یاسمین خانم و امیر عباس در حال بازی با شهر سازی(اینا رو خاله زهرا برا تولد دو سالگی نازی آورده بود  مرسی خاله) ببینید چه برجی ساختم   اینم میکروفون منم دارم آواز میخونم   خانم خودتون رو معرفی کنید   بعله یه بغل احساسی (همچین وقتایی یاسمین رو سفت بغل میکنی و میگی مامان قربونت بره !)   یه روز گرم و آبتنی با حسن کوچولو و آبجی   بفرما هندونه میچسبه هندونه خوردن با ژست   از مهمترین تفریحاتت نقاشی رو دیواره اولش بهت اجازه ندادم اما بعد گفتی مامان چرا گیسو کمند میکشه رو دیوار اگه بده چرا تو کارتون برا بچه ها گ...
26 خرداد 1392

این چند وقت چه خبرا بود نازنین زهرا !

سلام دختر نازنینم وای چه هوایی کاش بیدار بودی و میگفتی مامان چه بوی گند خوبی میاد !!! تعجب نکن اکثر وقتها میخوای بگی هوا خوبه یا بوی خوبی میاد اینو میگی و وقتی بوی سیگار یا هر بوی بدی بیاد میای میگی مامان چه بوی گند بدی میاد فخه (خفه ) شدم قربونت برم بعدا ضرب المثلهای زیادی خواهی شنید اما بذار یکی اش که وصف حالته بگم میگن مادره داشته به بچش میگفته قربون چشمای بادومیت برم بچه برمیگرده میگه من بادوم میخوام وصف حال شماست بابایی به دزفولی بهت میگه تله شومی (Tolle  shome) شومی که میدونم یعنی هندونه اما تله رو نمیدونم ! یعنی تا تو حرفمون اسم جایی باشه میگی بریم اسم خوراکی باشه میگی میخوام قربونت برم نفسم هر وقت میری بالا یا تا مغازه و...
26 خرداد 1392

گردش تو یه روز بهاری

دیروز بابایی ما رو برد پارک و یه بوستانی بود خیلی سرسبز بود واقعا حس هوای پاک و پارک اومدن به آدم دست میداد خیلی خوش گذشت اینم چندتا عکس   به قول بابا واقعا یوسف لحافی هستی (فکر کنم ضرب المثل دزفولی باشه ) تو پارکم پتو میخواهی امروز هم تو تشت موقع آب بازی میگی پتو !!!برام میاری ؟   الهی فدای خنده هات و فکر کردنات ...
11 خرداد 1392

دو سال و نه ماهه تو رو دارم

سلام قند عسلم میبینی دو سال و نه ماه تو هستی انشالله صد ساله که کمه هزار ساله بشی میدونی که چقدر دوست دارم عاشق شیرین زبونیاتم عاشقم اینم که سعی میکنی تو حرف زدنت از کلمات قلنبه سلمبه استفاده کنی حتی جاهایی که کاربردی نداره عاشق حس دخترونه بودنتم واقعا خوشحالم که دوست داری تیپ دخترونه بزنی به ست کردن بی نهایت علاقه داری عاشق دامن و پیرهن پوشیدنی عاشق تل زدن و گل سر ست کردنی لاک زدنات که خیلی بانمکه هر دست و پایی یه رنگ عاشق اینم که هر وقت لباسی بپوشم بهم میگی مامان چقدر خوشتیب شدی عاشق گول زدناتم که میخوای منو گول بزنی عاشق مهربونیاتم که تو اوج لحظه ای که نیاز داری پیشت باشم اگه آبجی گریه کنی میگی مامان بیزحمت برو پیش آبجیتا آب...
11 خرداد 1392

شب بخیر نی نی کوچولو

سلام دختر مهربونم شما و خواهرت یکساعتی میشه خوابیدین منم رفتم اتاقتون رو ماه کردم و خونه رو مرتب کردم آشپزخونه رو برق انداختم که صبح با انرژی باشم و کار زیادی نداشته باشم تا بتونم به گلام برسم قربونتون برم کلی بوس به صورت ماهتون میفرستم امیدوارم آخر هفته ی خوبی داشته باشیم انشالله   الان یه سایتی پیدا کردم اسمش مثبت های با حجابه خیلی خوشم اومد چندتا عکس برات ازش میذارم امیدوارم در اینده شما و خواهرت هم با حجاب بشین و من و بابایی رو سربلند کنید   ...
9 خرداد 1392

بابا جون استپ شو

سلام دخترم الان بعد یه شب خوب خوابیدی مو طلایی من امشب تولد پسر عمه ات بود بعد چالش های فراوان که برم آیا یا نرم رفتیم چون خیلی دیر بود حدودای 10 و نیم یازده بود که برای ما دیر بود اما به چند علت که مهمترینش شما بودی رفتیم و شب خوبی بود و خوش گذشت عکسات پیش عمه هستند بعدا ازش میگیرم برات میذارم نفسم تا آخرش هی گفتی تولد من بود قربونت برم انشالله شهریور برات تولد میگیرم عزیزم کیف کنی به قول خودت برگشتنی ازت تشکر کردم که اینقدر دختر خوبی بودی برگشتی میگی اما یکمی شیطون بودم میگم چطور میگی آخه بزرگا شیطون نیستن من کوچیکم شیطون شدم قربونت برم اگه بدونی بینهایت دوست دارم بعد باباجون داشت برات حرف میزد میخواستی کفشات رو بپوشی میگی باباجون ...
8 خرداد 1392

دختر عسل مامان

اینجا با هم کیک پختیم شما منتظری ببینی چه جوری میپزه البته مزش رو قبلش با هم تست کردیم مدرکشم دور لبت هست اینم ماکارانی خوردنت اینام یه تعدادی از بچه هاتن ...
7 خرداد 1392