نازنین زهرانازنین زهرا، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 7 روز سن داره

شیطونی های نازنین زهرا

آانگ , دیک دیک ,دق دق , دا دا ,جادز

نازگلی جونم سلام قربونت برم کم کم هرچی ما بگیم تلاش میکنی تکرار کنی اینم لغاتی که بلدی   دایره المعارف نازگلی    آانگ : آهنگ   جیک جیک  :دیک دیک   تق تق :دق دق   قام قام :دا دا   چاکلز :جادز   آباده : آماده   آقایه :آقای خرس   نه : هم آره هم نه   بع :بع بع   ب ب : به به   مامان , مادر   بابا , پدر   به : غذا   آبه : آب , حمام   بده : هم بده هم بگیر   از اینا ...
18 دی 1390

یه حرف در گوشی با دخملم

نانازی هنوز معلوم نیست ولی فکر کنم انشالله هفته دیگه با باباجون اینا میریم دزفول یه سفر 4 روزه نمیدونم به بابایی مرخصی میدن یا نه ولی انشالله بدن بریم پیش یه عالمه فامیلای مهربون و خوب بابایی ببینیمشون انشالله دایی بابایی روز اربعین آش نذری داره و همه دور همن ما هم دلمون میخواد پیش شون باشیم ای کاش میشد دوست جونای اهوازیم دزفول بودن یا ما میتونستیم بریم اهواز پیششون و   تو این دو روزه میدیدمشون مخصوصا مامان باران و بهار گلم با دخملهای شیرینش و نازش    
14 دی 1390

آباده , آقایه , نه , بع

سلام خاتون قشنگم این هفته سحر خیز شدی و شبا هم زود میخوابی خدا رو شکر و ماشالله خیلی هم کم غذا شدی عسلک ولی مهربون و شیرین زبونی مثل همیشه و مامان و بابا هم عاشقتن بیشتر از همیشه   امروز صبح چادر مامانی رو انداخته بودی رو سرت و دالی بازی میکردیم شما هم وقتی میخواستی چادر رو از سرت برداری میگفتی آباده که فهمیدم منظورت همون آماده خودمونه چون من هی قبل برداشتن چادر میگفتم آماده 123 شما هم تکرار میکردی قربون لبای کوچیکت برم ماشالله به نازگل خودم   وقتی بابایی ازت میپرسه کارتون ریو رو میخوایی یا آقا خرسه میگی آقایه یعنی آقا خرسه   به نه و آره هم فعلا میگی نه باید از حرکت بدنت بفهمم که نه نه است یا نه آره است   ...
14 دی 1390

پیدا کردن تصاویر .

طلا جونم چند روزه دقتت بیشتر شده عکس حیوانات روی استخر توپت و خونت رو با انگشت نشون میدی و متوجه شون هستی با کتاب داستانات باهات تمرین میکنم اسم شخصیتهای حیوانی رو برات میگم   چند روز پیشم با پدرت رفته بودی پوشک بخری روش عکس حیوانات بود البته کوچک شما هم هی یه جوجویی رو نشون میدادی و پیداش کرده بوی
14 دی 1390

نندال , پدر , مادر و یه نازی مرتب و حرف گوش کن

          سلام عسلم دیگه به شیرین کاریهات شیرین زبونی هاتم داره اضافه میشه ماشالله جگر مامانی چند روزه خودت میری متکاتو میاری میذاری رو پام میخوابی دمری روش به آهنگ لالایی برا خودت میخونی نانا  نانا نانا  قربونت بشم       امروز خودت به صورت خود جوش گفتی نندال و چنگالو از دستم گرفتی باهاش موز خوردی نوش جونت هر وقتم نندالت خالی میشد میگفتی ( محکم و بلند ) نندال یعنی غذا بزنم به چنگالت بهت بدم دیگه اینکه امروز بابایی رو پدر میگفتی یعنی میگفتی بدر منم میگفتی مادر  قربونت برم امروز برات صبحونه شیر برنج درست کردم قیافشو که دیدی آشنا نبود برا همین نخ...
14 دی 1390

از اینا , اینجا , ایندوری

سلام طلا خانم این روزها داری دندون جدید در میاری فوق العاده بی حوصله ای و همش به من چسبیدی نمی ذاری به هیچ کاری برسم قربونت برم   کلمه های جدید نازنین زهرا : از اینا (همون از اینای خودمون ) اینجا ( همون اینجا ) ایندوری (یعنی این جوری )   دیگه اینکه ماشالله از دیوار صاف بالا میری من و بابایی نشستی ام که یهو بین زمین و آسمون میگیریمت از مبلت بالا میری و از اونورش خودتو پرت میکنی پایین روی اسکوتر بادی وای میستی جاتم رو پله است دیروز که بالشتم برده بودی بزور رو پله میخوابیدی   خوش نشینم که هستی رو زمین نمیشینی پشتی ها رو میندازی و روی پشتی میشینی فدات بشم    
14 دی 1390